جلسه دوازدهم کاردرماني
چقدر امروز روز خوبي بود چون تو جلسه کاردرماني شما هم خيلي خوش اخلاق بودي (( چرت تو راهو زده بودي و حسابي دوپينگم کرده بودي)) هم اينکه خيلي خوب جواب تمرين ها رو ميدادي ولي بابايي خيلي امروز خسته شد چون ماشين رو برده بود و ما بايد ساعت يک ونيم رشد ميبوديم بابا با سرعت 150 تا خودشو رسوند خونه و ديرم شده بود رسيديم کاردرماني بابايي رفت بنزين خونه زماني که داشتيم ميرفتيم داخل يه دختره که به نظرم اوتيسم بود اومد و موي شما رو کشيد شما هم خواب بودي من خيلي ناراحت شدم و بد برخورد کردم و الان خيلي ناراحتم اخه مادرش که ميدونست بچه اش مشکل داره از جا...


